تبليغاتX
طلوع عشق
 

سلام ، سلام بر تو که نمیدانم کیستی؟و سلام به خودم که نمیدانم کیستم ؟ نمیدانم به چه کسی سلام میکنم، نمیدانم برای چه کسی نامه مینویسم، اما فقط، فقط دوست دارم که قلم در دستانم به حرکت دراید و تبدیل به کلماتی گردد که من میخواهم و قلبم....

دوست دارم برای یکبار هم شده برای خودم و برای تو که هیچ کس هستی نامه بنویسم، هنوز هم مانده ام که چه بگذارم اسم نبودی تو را؟ شاید هم بوده ای اما از درد فراق نمیخواهم بودنت را ثبت کنم. ....

 باور نمیکنی اگر بگویم که نمیدانم وجود داشته ای یا نه؟ !!!!

 اما بگذار بنویسم از تو، از وجود بوده ی نبوده ات، از زندگی بی ثمر دیروز و از هیچ کس فردا ... بگذار از موقعی شروع کنم که حرفهایت لالایی شبهایم بود، حرفهایت آرزوهای آینده ام بود یا حتی چکیده اش، طعم فرداهای با هم بودن را می داد.

 اما.. اما چه کنم.؟ چه کنم با اندوه وجود داشته، یا نداشته !!!

 ای کاش عاشق وجود انگار نبوده ات نمی شدم، ای کاش علاقه ای به ان حیای داشته ی نبوده ات نداشتم، ای کاش میگفتی که وجود نداری، ای کاش میگفتی که علاقه ای به من نداری،  ای کاش میگفتی که حرفهایت طعم زندگی تو را نمیدهد تا مرا به ارزوهای نارسیده فرداها هدایت نمی کردی، ای کاش می شد این کمرنگ شده ی آینده نبوده و ندیده را پاک، و با این قلم از فرداها آن طور که میخواهم نوشت، ای کاش افسوس دیروز و امروز و فرداها در دل جا نگذارم و سیل اشک این درد و اندوه را به خود به رویاها ببرم و من بمانم و هیچ کس و این دفتر نیم سوخته و این قلم خشک جوهر......

|+| نوشته شده توسط پرسان در 87/01/26  |
 

کاش زندگی مثل یه خواب بود
 اتفاق های خوبش مثل مرگ که جاودانیه و هیچوقت پایان نمی پذیره و
اتفاق های بدش مثل کابوس که فانی اند وبا بیدار شدن از خواب همشون تموم می شند.
کاش لحظه های خوب و شیرین زندگی مثل کهکشان پر از ستاره ، پراز خاطره و مثل آسمون بی انتها که هر چی بیشتردر اون اوج می گرفتیم دیرتربه انتهاش می رسیدیم بود.
کاش لحظه های بد و تلخ زندگی مثل یک سراب بود خیالی و غیر واقعی که با نزدیک شدن بهشون ازبین می رفتند و به فراموشی سپرده می شدند.
 کاش همه ی انسانها ارزش یکدیگرو می دونستن تا با حرفاشون همدیگرو آزار ندن.
کاش هیچ عشقی وجود نداشت یا حداقلش پاک و بی ریا بود مثل آب زلال و ساده.
کاش همه ی عشقای زمینی مثل عشق خدا به بنده هاش راست و واقعی بود .
کاش همه ی ما بدونیم که عشق فقط رسیدن نیست بلکه غرق شدن و نرسیدن است مثل عشق لیلی و مجنون عشق شیرین و فرهاد.
اما کاش رسم دنیا این نبود که عشق نرسیدن باشه و فقط غرق شدن باشه و این تنها حقیقت تلخ زندگی ست.
کاش...


|+| نوشته شده توسط پرسان در 87/01/25  |
 
 
بالا